شمس الشموس
جلوه شمس الشموس آغاز شد

 در اواخر فرمانروايي صفويان، گرايش به اسلام ابعاد تازه اي يافت. از اين افراد در تاريخ به نام «جديد الاسلام» ياد مي شود و گزارش هاي متعددي از اسلام آوردن مسيحيان و حتي يهوديان در عصر صفويه وجود دارد. يکي از اين گزارش ها مربوط به اسلام آوردن آقاپيري، کلانتر ارامنه جلفاي اصفهان است. شاردن که گزارش مسلمان شدن او را آورده است: با اظهار خشم از اين کار او، مي گويد که وي مدتي به مسيحيت عصيان ورزيد و طريق ارتداد پيمود. او اشاره مي کند که دلايل مادي يا سياسي دليل مسلمان شدن آقاپيري نبود بلکه او چون آثار فلاسفه و متالهين مسلمان را مطالعه کرده بود تحت تاثير آنان قرار گرفته بود. از دوره شاه سليمان صفوي (۱۱۰۵-۱۰۷۷) نيز يک گزارش دست اول از مسلمان شدن يک ارمني در دست است که تحت عنوان «اعتراف نامه» مدتي پيش به تصحيح دکتر منصور صفت گل از سوي کتابخانه مجلس منتشر شده است. اين ارمني «ابگر» نام دارد که در پي تحول فکري تصميم مي گيرد مسلمان شود و پس از آن «علي اکبر» ناميده مي شود. وي خاطرات خود از چگونگي اسلام آوردن و مسائل پس از آن را نوشته است. بخشي از خاطرات وي در سفر به مشهد است.

 

مسافرت به مشهد

روانه مشهد شديم و در عرض راه خير و خيرات نمودم تا به سبزوار رسيديم و سيدي ازمردم مشهد همراه بود، دو کلمه به اقوام خود نوشته که مردي عزيز همراه است نزديک به روضه حضرت خانه گرفته تا ما بياييم. چون به قدمگاه رسيديم محل پاي مبارک حضرت را زيارت کرديم در دل خود قرار دادم که در وقت مراجعت از سر کار حضرت، موم کافوري گرفته قالب پاي مبارک حضرت را بردارم.چون به طرق رسيديم اقوام آن سيد مشهدي به استقبال آمده چون آن مرد نظرش به ايشان افتاد گفت خانه گرفته ايد؟ گفتند بلي و کليد را پير آورده به آن مرد سيد داد و او به من خبر داد.

 

چون داخل مشهد شديم آمديم به نزديک روضه فرو آمده و من خود را انداختم به اندرون روضه از طرف در طلا و گريه بر من غلبه کرد بعد از آن چند دور طواف کردم. بعد از آن زيارت نامه خواندم و نماز کردم از براي دوستان و آشنايان و مومنين و مومنات و مسلمين و مسلمات. بعد از آن نماز ظهر و عصر را ادا کردم و در آن وقت در سمت خراسان مرگي بود.

چون مرتبه دويم به زيارت رفتيم در همان شب در خواب صدايي شنيدم که فرمودند علي اکبر زيارتت قبول شد و اطفال خود را برداشته باز گرد. فهميدم که صداي حضرت است. برخاستم و پدرزنم صوفي را گفتم که در خواب به من چنين فرمودند که باز گردم مي بايد رفت. صوفي و دخترش گفتند تا عيد نوروز را نکنيم از اين جا به جايي نمي رويم و سيده و مادرش گفتند قصد روزه نمي توان کرد روزه را مي گيريم خواهيم. در همين شب دختر صوفي صاحب آزار شد و از کوفتي که مردم مي مردند و بيست روز کشيده و کارش به جايي رسيد که تدارک او را گرفتم از کفن و غيره و مادر سيده و خواهر او و صوفي، ايشان هم صاحب آزار شدند.و خواهر مادرزنم نقل نمود آن وقت ماه رمضان بود.

در شب جمعه در خواب ديدم که خيمه سبز عظيم و چند ستون داشت و ما همه در آن خيمه بوديم مشورت مي کرديم که چون خواهد شد که همه صاحب آزاريم. صدايي شنيدم که شخصي گفت که ما رخصت داده بوديم چرا نرفتيد؟ گفت از خواب بيدار شدم. من گفتم که حرف مرا اعتقاد نکرديد هر چند گفتم حضرت رخصت داد. آن وقت گفتند که ما مي گفتيم دروغ مي گويد حالا اعتقاد کرديم. من به صوفي گفتم اگر ميايي خوب و اگر نه من مي روم او گفت دختر آزاردار و خودم هم ديگر من نمي آيم و نه دخترم را مي گذارم، تو مي خواهي در سرما بکشي در جواب گفتم که حضرت نگاه مي دارد او برخاسته رفت و من به بيرون رفتم. بعد از آن به خانه آمدم ديدم از سر کار حضرت علم و عماري آورده. احوال پرسيدم. گفتند هنوز زنده است اما در کار است. ديدم که صوفي هر دست به سينه مي زند پرسيد. گفت در کار مردنست بنشين تا من بروم و حکيم بياورم. من گفتم تو اعتقاد نداري برو به خدمت اين آقا و ازو شفا بخواه، حکيم چکاره است. باري، صوفي رفت و من از عقب او رفتم ديدم که صوفي رفته و سر را در پاي ضريح گذاشته بود و زاري مي کرد. من رفتم زيارت کردم و نماز گزاردم و شروع در گريه و زاري نمودم که يا حضرت ما مهمان شماييم همچنين که ما را خوشحال آورده باز به مکان خود خوشحال برسان و از روضه بيرون آمدم . ديدم که برادرزنم و نوکرم آمدند که مشتلق که حضرت شفا داد و خدمه حضرت علم و عماري را پس مي بردند و مشتلق دادند.

چون به خانه آمدم ديدم که نشسته و نقل مي کند. احوال پرسيدم نقل نمود که بيهوش بودم در عالم بيهوشي ديدم که شخصي کنج لب مرا بوسيد و کسي را نديدم اما مرد پيري را ديدم. گفت کور باطن برخيز حضرت امام رضا تو را شفا داد چون برخاستم آزاري به خود نديدم. من فرستادم صوفي را از روضه آوردند او هم خوشحال شد. بعد از سه روز ديگر باز همان زوجه ام دست و پايش افليج شد که حرکت نمي توانست کرد و حضرت امام رضا(ع) را در خواب مي بيند که آن حضرت که مي فرمايد دستت به من ده و دست مبارک خود را بر روي دست من مي کشد که زرده تخم مرغ بمال. چون بيدار شده از جميع امراض فارغ شده چاق و سلامت گرديد. احوال گرفتم که حضرت را ديدي؟ گفت بلي چون نقل کرد فقير چون آن حضرت را در خواب ديده بودم موافق با خواب او بود. بعد از آن صوفي را گفتم اعتقاد که حضرت رخصت داده بايد رفت تدارک ديده که روانه شويم.

 

منبع: رساله اعترافنامه به تصحیح دکتر منصور صفت گل از انتشارات کتاخانه مجلس

[ 93/04/22 ] [ 17:23 ] [ يگانه ] [ ]
 

[ 93/03/21 ] [ 9:50 ] [ يگانه ] [ ]
 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

[ 93/02/30 ] [ 10:51 ] [ يگانه ] [ ]
 

این عکس مربوط به میدان شهدای مشهد روبروی حرم آقاست
اگه طپش دلت تند شد و هوایی حرم شدی
فرقی نمیکنه دوری یا نزدیک
دستتو بذار رو سینه ت و با تمام وجود زمزمه کن :
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام علیک یابن فاطمه الزهـــــرا

[ 93/02/30 ] [ 10:49 ] [ يگانه ] [ ]
 

هشتمین خورشید ولایت
 
عکس حرم امام رضا علیه السلام
 
 
[ 93/02/30 ] [ 10:46 ] [ يگانه ] [ ]
 

عکس حرم امام رضا علیه السلام
 
عکس حرم امام رضا علیه السلام
 

عکس حرم امام رضا علیه السلام

 

[ 93/02/30 ] [ 10:44 ] [ يگانه ] [ ]
 

Image 

 

Image

 

Image

 

Image

 

Image
Image

 

Image

 

Image

 

Image

 

Image

ادامه مطلب
[ 93/02/30 ] [ 10:15 ] [ يگانه ] [ ]


عکسی بی نظیر از حرم امام هشتم شیعیان در مشهد


{ سال 1350 خورشیدی }

[ 93/02/30 ] [ 9:57 ] [ يگانه ] [ ]

[تصویر:  ajdczmsd5gl9axh609hd.jpg]


مـــن کیستم گدای تو یا ثامن الحجج / شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج

بالله نمی روم بر بیگانگان به عــجز / تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

” شهادت هشتمین اختر تابناک ولایت تسلیت باد “


ادامه مطلب
[ 92/10/11 ] [ 8:6 ] [ يگانه ] [ ]

 
الو؟

منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟
الو .... 
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر
صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست 
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست
الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

[ 92/08/18 ] [ 12:41 ] [ يگانه ] [ ]

کاش باران بگیرد هوا را تر کند

بگذرد ازهفت بند ما صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را

شاخه های خشک بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبح شگفت

سرزمین سینه ها نا کجا را تر کند

چترهاتان را ببندید به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد

شما را تر کند..


التماس دعا


[ 92/08/18 ] [ 12:28 ] [ يگانه ] [ ]

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام محرم و ابراز تاسف و شرمندگی از دوستان خوبم بابت نبودن و به روز نکردن وبلاگ برای مدتی نسبتاً طولانی


[ 92/08/18 ] [ 12:10 ] [ يگانه ] [ ]

این روزها داشتن یک دوست خوب و آدم مطمئنی که حرف دلت را بشنود، نعمت بزرگی است و باید قدر آن را دانست. آیا تاکنون فکر کرده‌ایم که در اوج لحظه‌های تنهایی، چه کسی می‌تواند آرامش‌بخش زندگی باشد؟

 

دیروز خیلی کلافه بودم. دلم می‌خواست با یک نفر حرف بزنم. داشتم توی گوشی‌ همراهم شماره آدم‌ها رو نگاه می‌کردم که چشم به اسم یکی از دوستان افتاد. پیامکی زدم و گفتم دلم گرفته، پاسخ داد:

این که غصه نداره! به این شماره زنگ بزن، فقط نپرس کیه که نمی‌گم. اگر زنگ بزنی خیلی خوشحال می‌شه، سلام من رو هم برسون.


اولش دو دل بودم اما دل را زدم به دریا و شماره‌ای که نوشته شده بود را گرفتم. صدایی آن سوی خط گفت: زائر گرامی! پس از عرض سلام به محضر مبارک امام رضا علیه‌السلام، به روضه منوّره مرتبط خواهید شد، اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی(ع).

ارتباط با حرم مطهر امام رضا (ع) شماره تلفن: 05112003334

احساس می‌کردم دستانم به پنجره فولاد رضا علیه‌السلام گره خورده است و حضرت از پشت شبکه‌های پنجره فولاد، دستان مرا به گرمی می‌فشارد.

 

دیگر بهتر از این نمی‌شد، ذوق‌زده شده بودم! تجربه این لحظه ناب، شگفتی خاصی برایم داشت و شاید آرزوی هر عاشقی باشد که بخواهد عاشقانه و عارفانه با مولای خویش سخن بگوید. انگار امام رئوف داشت حال مرا می‌پرسید …

 

این صدای من نبود که می‌آمد، صدای دلم بود که داشت با پنجره فولاد ثامن الحجج علیه‌السلام درد دل می‌کرد.

 

یا ضامن آهو! دعا کن برایمان که دل در گرو مهر تو بسته‌ایم.



این عشق مثل باد صبا منتشر شده‌ست

این آفتاب در همه‌جا منتشر شده‌ست

 

مثل كبوتران حرم، سایه‌ی شما

در بیت، بیت دفتر ما منتشر شده‌ست

 

این آفتاب شعله‌زده، سمت آسمان

این آفتاب تا به كجا منتشر شده‌ست

 

آیینه‌های این حرم از عشق ما پر است

این آفتاب در همه‌جا منتشر شده‌ست

 

در این حرم برای همیشه دعای ما

در انعكاس آینه‌ها منتشر شده‌ست

 

حالا هزار اشك، هزاران دعا و بغض

دور ضریح پاك شما منتشر شده‌ست

            

شعر از : حسین ابراهیمی

[ 91/10/24 ] [ 8:37 ] [ يگانه ] [ ]


ای هشتمین پنجره رو به بهشت!

 

در روز شهادتت، همچون آهویی رمیده و درمانده از همه جا، به تو دخیل بسته‌ام و در ازدحام جمعیت فرشتگانی كه در سوگ تو بر سینه و سر می‌زنند گم شده‌ام.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


دل شكسته‌ام در انعكاس آیینه‌های رواق چشمانت رها شده است.

دست‌های زائرانت را می‌بینم كه به سمت پنجره فولاد كه درگاه اجابت است، دراز شده‌اند و تو آنقدر باكرامتی كه هیچ دستی را رد نمی‌كنی.

امروز من هم آمده‌ام تا در سایه امن دستان آفتابی‌ات آرامش بیابم. دستم را بگیر!



گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


تو آسمان منی من پرنده‌ام آقا

برای بال من آغوش خویش را بگشا

 

که کوچ کرده‌ام از سردسیری تشویش

به گرمسیر دل‌انگیز گنبدت مولا

 

گذشته‌ام من از انبوه جنگل تردید

و حجم خشک نفس‌گیری بیابان‌ها

 

غریب‌تر ز مسافر غریب‌تر ز غروب

کشانده مهر تو ای خوب تا کجا ما را

 

رسیده‌ام لب ایوان نگاه من ابری

شکوه گنبد خورشیدگونه‌ات پیدا

 

کنون به وسعت جغرافیای دلتنگی

نشسته‌ام بزنم باز دل به این دریا

 

کویر تجربه‌ی تلخ لحظه‌های من‌ است

تو مثل جاری آبی بر این عطش اما

 

شعر از : پروانه نجاتی


[ 91/10/24 ] [ 8:2 ] [ يگانه ] [ ]

[ 91/06/27 ] [ 11:18 ] [ يگانه ] [ ]

میلاد با سعادت حضرت معصومه و روز دختر بر تمام دختران ایران زمین مبارک باد 

[ 91/06/27 ] [ 10:44 ] [ يگانه ] [ ]
به تقویم ها اعتباری نیست ...

اگر خودت متحول شدی نوروزت مبارک ...

[ 91/01/09 ] [ 15:42 ] [ يگانه ] [ ]


[ 91/01/09 ] [ 15:34 ] [ يگانه ] [ ]

المانهای زیبای شهرم در ایام نوروز بس چشم نواز و دیدنی است


برای دیدن تمام تصاویر پیشنهاد می کنم به لینک ذیل سری بزنید دیدن این تصاویر حتی از دور نیز خالی از لطف نیست 

http://www.mashhad.ir/index.php?module=pgform&func=new&tid=51&tpl=eleman


[ 91/01/09 ] [ 15:6 ] [ يگانه ] [ ]


عاشقانه ای برای امام رضا(ع(



مثل آهو که رصد می کند این صحرا را

خوب می بینم از اینجا همه ی دنیا را


جشن گندم شده برپا و زمین می گرید

قصّه ی آدم و عاشق شدن حوّا را


آسمان تو پر از کفتر عاشق شده است

شور چشمان تو رقصانده کبوترها را


اشک، در جزر و مد پلک فرو می ریزد

تا که برپا کند اینجا غزل دریا را


این همه زائر بارانی و دریای غزل

دو سه بیتی هم از این شعر ببخشا ما را


موج در موج، پر از نیل غمم می بینی؟

دل من کرده هوس، معجزه ی موسا را


دست بر آب بزن، معجزه کن حضرت عشق

قطره در قطره به تصویر بکش معنا را


کاش پاسخ بدهد دست کریمانه ی تو

این همه شاید و کاش و اگر و امّا را


خواب دیدم که در آغوش ضریحت هستم

کاش تعبیر کند یک نفر این رؤیا را...


شاعر:حسین سنگری

[ 90/12/20 ] [ 17:2 ] [ يگانه ] [ ]

شکر خدا که ریزه خور خوانتان شدم

دلبسته ی حریم خراسانتان شدم

 

شکر خدا که بار دگر زائر توام

لطف خود شماست که مهمانتان شدم

 

لایق نبوده ام که شوم همجوارتان

مبهوت این کرامت و احسانتان شدم

 

یا ایها الرئوف زمینم زده گناه

بی خود نبوده دست به دامانتان شدم

 

با صد امید بر در این خانه آمدم

امّیدوار لطف فراوانتان شدم

 

جایی به جز بهشت خراسان نیافتم

گوشه نشین روضه ی رضوانتان شدم

 

دست خودم نبوده که اینجا رسیده ام

دست خودم نبوده مسلمانتان شدم

 

چشم طمع به گندم مهر تو بسته ام

این شد که من کبوتر ایوانتان شدم

 

دل کنده ام ز خانه و شهر و دیار خود

عشقت سبب شده که پریشانتان شدم

 

لطف و عطای تو چقدر فرق می کند

بیهوده نیست بی سر و سامانتان شدم

 

حال و هوای کرب و بلا دارد این حرم

یعنی که مست جام حسین جانتان شدم

 

محمد فردوسی

[ 90/11/03 ] [ 12:23 ] [ يگانه ] [ ]

آخرش یک روز من

 

آخرش یک روز من دنبال کارم می‌روم

می‌روم یک‌روزی آقا می‌گذارم می‌روم

 

با هزاران بند یعنی قدر آهو نیستم

من که این‌جا این‌قَدَر بی‌اعتبارم می‌روم

 

شب، تمام نورها را از زمین دزدیده است

عشق را پیشت امانت می‌گذارم می‌روم

 

دست‌هایت را ضریح سایه‌های من نکن

اشک این همسایه‌ها را در بیارم می‌روم

 

بی‌خیال چشم‌هایت می‌شوم، گفتم ولی

دست‌کم حالا نگاهم کن که دارم می‌روم

علی محمد مودب



[ 90/11/03 ] [ 12:7 ] [ يگانه ] [ ]

بالم شکسته بود و هوایی نداشتم

از دست روزگار رهایی نداشتم


 بیهوده نیست عاشق گنبد طلا شدم

مشهد اگر نبود که جایی نداشتم

 دردم زیاد بود و طبیبی مرا ندید

دردم زیاد بود و دوایی نداشتم


گفتم مگر امام رضا چاره‌ای کند

ای وای اگر امام رضایی نداشتم


گفتند در حرم همه را راه می‌دهند

اصلا بنای بی‌سروپایی نداشتم


میل تو بر دل آمد و میل گناه رفت

ورنه من از گناه اِبایی نداشتم


چندین شب است گریه شده کار من ولی

باز هم برات کرب‌وبلایی نداشتم

**

[ 90/11/03 ] [ 11:31 ] [ يگانه ] [ ]




[ 90/07/16 ] [ 14:43 ] [ يگانه ] [ ]
خیلی چیزها شاید از ادراك آدمی بدور باشه... ممكنه هنوز فرصتش پیش نیومده تا خودتو در اونجا احساس كنی در حالیكه میتونی دلت رو از همینجا روانه كنی به حرم آقا... آره ! وقتی با معرفت و توجه، با چشم دل و خلوص نیت قدم بگذاری به حرم معطر و مطهر آقا امام رضا، اطمینان داشته باش كه حضور و گرمای خورشید رو حس می کنی... انوار طلاییش نوازشت می کنه... اونجا احساس آرامش و امنیت کامل میکنی... دیگه دلت کم نمی خواد... چون سفره پهنه... و میزبان کریم است و رحیم است و مهمان نواز... فقط باید سعی کنی میهمان خوبی باشی و ملتمسین دعا رو هم از یاد نبری...




در باغ ولایت گل خوشبوست رضا
سرو و چمن گلشن مینوست رضا

نومیـــــــد مشو ز درگه احسانـش
زیرا به جهان ضامن آهـوست رضـا

[ 90/07/16 ] [ 14:35 ] [ يگانه ] [ ]
مرقد مطهر امام رضا علیه السلام ساحل دریای عرش خدا و غبطه گاه ملایک آسمان هاست. خوش به حال اونهائی كه امروز افتخار پابوسی اون حضرت رو دارند. خیلی ها دلشون میخواست الان تو صحن و سرای با صفاش بودند. شاید من و شما هم الان دلمون پر میكشه تا حتی برای مدتی كوتاه سفری داشته باشیم به جایگاهی چه بسیار زیبا از ملکوت... به قطعه ای از بهشت ! اما در زمین... جائیكه همه غم های دنیا رو از یادمون میبره و با زیارت بارگاه مقدسش روحمون تازه میشه... جائیكه هیچگونه زشتی ای نیست... روح انسان آزرده نمیشه... دلها همه شکسته است اما از شوق حضوری كه در جایگاهش مهربانی هست و لطف بیكران... عطر بالهای فرشتگان مشام رو نوازش میده... كبوترهای معصوم حرم پایبندی و آزادگی رو نوید میدن... حضوری پر عطوفت از آقامون احساس میشه...



ادامه مطلب
[ 90/07/16 ] [ 14:25 ] [ يگانه ] [ ]

پروانه ها، بال زنان، شاعرانه ترین پروازشان را بر گرد شمع شبستان هشتم دنیا، آغاز می کنند. خورشید، شور و التهاب شگفتی را در وجود خویشتن احساس می کند. ماه، از همیشه زیباتر می شود و نگاهش را میهمان سرور و سرسبزی می سازد. درختان با خرسندی به سیمای آفتاب می نگرند و به شادمانی می پردازند. کائنات غرق در نورند. فرشته ها و آدمیان مسرورند. همگان مشتاق طلوع روی اویند. همه می خواهند سیب خوشبوی وجود او را ببویند.



[ 90/07/16 ] [ 14:22 ] [ يگانه ] [ ]


[ 90/07/01 ] [ 17:37 ] [ يگانه ] [ ]


زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی؟

بی پناهم خسته ام مولا به دادم می رسی؟

گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟


[ 90/07/01 ] [ 15:17 ] [ يگانه ] [ ]

از عرش سلام سرمدی آوردند ….. آیینه ی حُسن سرمدی آوردند


با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ….. یک دسته گل محمدی آوردند


میلاد نور مبارک



التماس دعا 

[ 90/07/01 ] [ 15:1 ] [ يگانه ] [ ]
درباره وبلاگ

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا المرتضي
با سلام خدمت تمام دوستداران ائمه معصومين ، اين وبلاگ خاص موضوع امام رضا (ع) بوده و تمام موضوعات مربوط به امام رضا و حرم مطهر را در بر ميگيرد .اميدوارم مورد قبول حضرتش قرار گیرد.
امکانات وب
این صفحه را به اشتراک بگذارید جديدترين قالبهاي بلاگفا


جديدترين کدهاي موزيک براي وبلاگ

" id="downloadpa" border="0" autostart="true" loop="true"> Online User قالب وبلاگ
دریافت همین آهنگ